13 اشتباه مهلک مدیران
۱. عدم مسئولیت پذیری
این یک تجارت مسئولیت پذیری است که در آن : مسئولیت زیاد = درآمد خوب . به عنوان یک مدیر همه چیز را چک کنید و در زمان وقوع بحران و در زمان تقسیم کار ٬ خطیر ترین مسئولیتها را خودتان بر عهده بگیرید .
۲. عدم موفقیت در ایجاد پیشرفت در کارمندان
همیشه یک پای موفقیت تمام افرادتان شما هستید . در این نوع تجارت شما دو وظیفه دارید . یکی موفق کردن خودتان و دومی موفق کردن افرادتان . هیچوقت تمام موفقیتها را برای خودتان نخواهید و به افرادتان کمک کنید تا با موفقیت انگیزه بگیرند .
۳. سعی در کنترل نتایج به جای تاثیر بر افکار
به جای اینکه دائما بر سر افرادتان فریاد بزینید و بگویید : چرا کار نمی کنی چرا خرید نداری چرا و چرا و چرا باید سعی کنید چنان تاثیری بر افکار آنان بگذارید که موفقیت را حتمی بدانند و از نظر روحی و فکری موفقیت را جذب کنند .
۴. پیوستن به یک گروه نامناسب
بین خودمان باشد که : اگر می خواهید مدیر موفقی باشید و نتایج استراتژی هایتان را ببینید با کسانی کار کنید که قابلیت رشد را دارا هستند . اگر می خواهید با عقابها پرواز کنید نمی توانید با بوقلمونها به سر برید .
۵. مدیریت یکسان بر افراد
به این نکته اهمیت بدهید که در هر گروهی افراد بسیار متفاوتی وجود دارند با سلیقه ها و افکار و عادات متفاوت و شما نمی توانید همه را به یک چوب بزنید . سعی کنید افرادتان را بشناسید و با شناختی که دارید طبق اصول آنها را مدیریت نمایید . راه حلی که برای یک نفر جواب می دهد ممکن است به درد نفر بعدی نخورد .
۶. فراموش کردن اهمیت سود
هیچگاه این نکته را فراموش نکنید که سود همه چیز است . همیشه چک کنید ببینید آیا افرادتان به سود رسیده اند ؟ درآمد آنان را زیر نظر داشته باشید و همه کار بکنید تا سود آنها بالا برود . نگران خودتان نباشید و به آنها بپردازید .
۷. تکیه بر مشکلات به جای اهداف
مشکل عضو جدا نشدنیه هر فعالیتی است پس به جای تمرکز بر روی آن هم خودتان و هم افرادتان بر روی اهداف متمرکز شوید و انقدر به این تمرکز ادامه دهید تا راه حل را بیابید .
۸. دوست به جای رئیس
این یک واژه ی کلیدی است . رهبری بر اساس علایق و احترام به افراد بهترین نوع رهبری است . آنها تا زمانی که می بینند چقدر به آنها اهمیت می دهید برایشان مهم نیست که چقدر می دانید .
۹. ناتوانی در ایجاد استانداردها
یک سیستم یکپارچه و قابل تکثیر ایجاد کنید و تا می توانید سطح استانداردها و کیفیت و کارایی را بالا ببرید . و هرگز برای علایق خود یا دیگران دست از اصول بر ندارید . شما مهر استاندارد مجموعه تان هستید .
۱۰. عدم موفقیت در آموزش به کارکنان
در این سیستم آموزش همه چیز است . هرگز آموزش را خلاصه نکنید و تمام و کمال آموزش دهید و باز هم می گویم چک کنید ببینید همه چیز بر طبق اصول پیش می رود یا نه .کاری کنید تا آنان از شما ماهر تر باشند که این رمز موفقیت است .
۱۱. نادیده گرفتن بی کفایتی کارمندان
به عنوان یک مدی باید در مواقعی سخت گیر و محکم باشید و این را بدانید که نباید بگذارید افراد بی کفایت و ناکارآمد در مجموعه شما ایجاد اختلال کنند . مشکل را سریع ریشه یابی کنید و از بین ببرید اگر فردی که مشکل ساز است قابلیت اصلاح دارد که به اصلاح او بپردازید و اگر نه علفهای هرز را قطع کنید .
۱۲. قدردانی صرف از کارمندان برجسته
این درست است که باید افراد کوشا و فعال را تشویق کرد اما افرادتان را برای هر کار کوچکی تشویق کنید و کاری کنید تا نسبت به خودشان حس خوبی داشته باشند .
۱۳. سعی در تحت نفوذ قرار دادن دیگران
یک مدیر با جذبه به این دلیل با جذبه است که به افرادش کمک می کند تا بهترین باشند و استعدادهای خود را شکوفا کنند . آنها به جای تعریف و تمجید از خود به دنبال این هستند تا کاری کنند تا افراد از خودشان و کارشان لذت ببرند و احساس خوبی داشته باشند .
یک مدیر را با ویژگی های خلل ناپذیر شخصیتی اش می شناسند .