تبليغاتX
بهترین نتورک ایران - امپراطوری خلیج فارس
بهترین نتورک ایران - امپراطوری خلیج فارس
تیم آموزش PGSINT ( بهترین نتورک ایران )
شعر
آی تو که یه دنیا خواسته تو دل خوبت نشسته

راه چاره فکر خوبه نگو درها شده بسته ...

 

بیا می شه بگو می شه نه نگو نگو نمی شه

تو می تونی که بخندی اگه فکر کنی که می شه

 

از همین لحظه شروع کن از همین لحظه همین جا

از همین جایی که هستی ٬ هی نکن امروز و فردا

 

دیگه هرگز نگو ای کاش ٬ ای کاش این کاشکی بمیره !

پاشو پاشو تا که عمرت بوی کهنگی نگیره ...

 

نگو زوده گاهی وقتا ٬ خیلی زود دیر می شه آخر

نگو دیره که همیشه ٬ میادش روزای بهتر ...

 

تو نذار آرزوهات و کسی از دلت بگیره

هرچی شد بمون رو حرفت نذار آرزوت بمیره

 

من و تو هرچی که داریم ٬ باور زندگیمونه

پس همین لحظه رو دریاب تا دلت جوون بمونه .

 

تقدیم به تمام خلیجیان سخت کوش و با ایمان ((احمد افشار))



ارسال شده در: دوشنبه 1386/11/29 :: 14:57 :: توسط : احمد.ا
کتاب برتر (پدر پولدار و پدر بی پول)
نکات کتاب پدر پولدار و پدر بی پول نوشته رابرت کیوزاکی

یکی از دلایلی که پولدارها پولدارتر و فقیرها فقیرتر می شوند این است که پول فقط در خانه مطرح می شود ٬ نه در مدرسه .

مردم واقعا زندگیشان را از خلال افکارشان می سازند .

بین فقیر بودن و ورشکست شدن اختلاف زیادی است . ورشکستگی موقتی است اما فقر دائمی است .

ثروتمندان برای پول کار نمی کنند.

توانایی اینکه چه وقت باید تصمیم سریع گرفت مهارت بزرگی است .

 وقتی موضوع پول مطرح می شود مردم مایلند آنرا در کمال امنیت فکری و ایمنی کامل به دست آورند  !!!

چرخه دورانی زندگی = بیدار شدن ٬ سر کار رفتن ٬ پرداخت مخارج

آدم احمق هرچه درآورد باز هم جیبش خالی است .

برای اغلب مردم ترس از حرف مردم بدتر از ترس از مردن است .

مدرسه ها برای تعلیم کارمندانی خوب طراحی شده نه کارفرمایانی خوب !!!

مردم آنقدر از باختن می ترسند که سرانجام می بازند .

شکست برانگیزاننده ی برندگان و نابود کننده ی بازندگان است .

 



ارسال شده در: شنبه 1386/11/27 :: 13:15 :: توسط : احمد.ا
کشورهای طرف قرارداد با پست ایران

همکاران عزیز در زیر نام کشورهایی که امکان ارسال محصول به آنها وجود دارد را برایتان نوشته ام :

 آرژانتین -  آلمان -  آمریکا - اتریش - اسپانیا - اسلواکی - استرالیا - افغانستان -

اکراین - الجزایر - اندونزی - انگلستان - ایتالیا - بحرین - بلژیک - بلغارستان - بنگلادش

- پاکستان - پرتغال - ترکیه - چک - دانمارک - دوبی - روسیه - ژاپن - سریلانکا - سوئد

- سوئیس - سوریه - عربستان - عمان - فرانسه - فنلاند - فیلیپین - قبرس - قطر -

کانادا - کره جنوبی - کویت - لیبی - مالزی - مجارستان - مصر - نروژ - نیوزلند - هلند -

هندوستان - هنگ کنگ - یوگسلاوی - یونان.



ارسال شده در: پنجشنبه 1386/11/18 :: 14:24 :: توسط : احمد.ا
حکایت
 

در زمانهای گذشته حاکمی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای اينکه واکنش مردم را ببيند خودش را در جايی مخفی کرد .

بعضی از بازرگانان نظاميان و نديمان ثروتمند حاکم بی اعتنا از کنار تخته سنگ مي گذشتند و بسياری هم غرولند مي کردند که اين چه شهريست که نظم ندارد, حاکم اين شهر عجب مرد بي عرضه ای است .

با اين حال هيچ کس تخته سنگ را از وسط راه بر نمی داشت , نزديک غروب يکی از روستاييان نزديک سنگ رسيد , در حالی که در پشتش بار ميوه و سبزيجات بود, بارهايش را بر زمين گذاشت و با هر زحمتی که بود تخته سنگ را از وسط جاده بر داشت و آن را کناری قرار داد, ناگهان زير تخته سنگ کيسه ای را ديد, کيسه را باز کرد و در آن سکه های طلا و ياداشتی پيدا کرد. حاکم در آن ياداشت نوشته بود :

هر سد و مانعی ممکن است موقعيتی برای تغيير زندگی انسان باشد .



ارسال شده در: چهارشنبه 1386/11/17 :: 15:52 :: توسط : احمد.ا
چگونه مانند یک میلیونر فکر کنیم !!
 

نکات کتاب چگونه مانند یک میلیونر فکر کنیم ( نوشته مارک فیشر - مارک آلن )

 

موفقیت یک بینش است ٬ یک باور است یک عادت است ...

 

تمام افراد موفق عاشق کارشان بوده اند . موفقیت را نمی توان به سرنوشت و تقدیر نسبت داد بلکه ٬ استفاده آگاهانه از اصول ویژه یعنی موفقیت .

 

تنها کاری که باید بکنبد این است که گوش به زنگ باشید !!!

 

داستین هافمن می گوید : ۱۰ سال طول کشید تا یک شبه به موفقیت رسیدم !!!!!!!!!!!!

 

همه افراد موفق در مقطعی شکست خورده اند . نظام آموزشی ٬ جامعه و سایرین متاسفانه بیش از آنکه خوشبین باشند تولید بدبینی می کنند ! چند بار به شما گفته اند رویایی فکر نکنید ؟! واقع بین باشید !!

 

ما ثروت را همیشه متعلق به دیگران ارزیابی می کنیم . ما موفقیت را مخصوص خواص می دانیم . همه ما بسیاری از جرقه های خودباوری ذهنمان را نادیده گرفته ایم .

موفق شدن دشوارتر از شکست خوردن نیست .

ما از هر بهانه ای برای مسدود کردن راه موفقیت استفاده می کنیم ما می گوییم : قبلا همه چیز ساده تر بود - من بیش از اندازه جوان هستم - پیر تر از آنم که بتوانم - سرمایه ندارم - آموزش کافی ندیده ام - استعداد مادرزادی ندارم - انرژی کافی ندارم - از شکست می ترسم  اینها بهانه های ماست .

کمبود تجربه با کار و تلاش و جسارت جبران می شود . کار کشنده نیست این بیکاری است که سم است .

ما با دو ترس متولد می شویم : ترس از افتادن و ترس از صدای بلند ٬ مابقی ترسها اکتسابی است !!!

افراد به سادگی اذعان به ترس نمی کنند اما به دیگران توصیه می کنند که در رویاهایشان قصرهای رفیع نسازند ٬ اینها قهرمانان عذر و بهانه هستند یا با اگر و مگر زندگی می کنند .

کسی موفقیت را روی یک سینی نقره ای به ما پیشکش نمی کند .

رویاهایتان شریف ترین بخش وجود شما هستند .

موفقیت موفقیت تولید می کند . بزرگ بیاندیشید تا بزرگ شوید . محدودیتی برای ذهن متصور نیست .

رمز و راز موفقیت : ذهن انسان آنچه را باور کند به آن

صورت حقیقت می بخشد .

هر شکستی خورده ایم به ما خدمت کرده است .

جایی در دل خود برای کار در نظر بگیرید و عاشق آن باشید . شما بی نهایت بیش از آنکه فکر می کنید ارزشمند هستید .

کاری کنید که هدفتان به وسواس تبدیل شود .

تنها کسانی که دست به هیچ کاری نمی زنند اشتباه نمی کنند !!! خوب مسلم است چون اصلا حرکتی نکرده اند .

بخواهید

بخواهید

بخواهید ............................................



ارسال شده در: سه شنبه 1386/11/16 :: 11:46 :: توسط : احمد.ا
از من به تو
چیزی در دنیا جای مداومت و پشتکار را نمی گیرد

 

استعداد جای مداومت را نمی گیرد ٬ دنیا پر از انسانهای با استعداد

شکست خورده است .

 

دنیا پر از ناکامهای تحصیل کرده است .

 

سفر چند هزار مایلی با برداشتن اولین قدم آغاز می شود .

 

ای کاش همین الآن بلند شوی و شروع کنی ٬ بلند شو با توام  ...

بلند شو



ارسال شده در: دوشنبه 1386/11/15 :: 16:2 :: توسط : احمد.ا
زندگی Dexter Yager
زندگی Dexter Yager

بسیاری از عامه ی مردم رویای شروع یک تجارت کوچک را دارند . مثل خرید و فروش الکترونیکی یا" e - cammerce ". امروزه می بینید که تجارت الکترونیک (e - business )تبدیل به فرصت بزرگی برای صنعت " N . M "شده است .

آنچه شما را تبدیل به یک نابغه میکند استفاده از یک فرصت آماده و جذاب نیست بلکه « هدفگذاری» «استقامت» و «پشتکار» و «توانایی» غلبه بر مشکلات و بداقبالی هاست.

 سرگذشت Dexter Yager یک داستان موفقیت واقعی از فقر تا ثروت است. او یکی از موفق ترین افراد در صعنت است .

" Yager " در یکی از شهرهای کوچک نیویورک بعنوان فروشنده آبجو شروع به کار کرد . بسیاری از مردم در آن شهر آس و پاس بودند و وضعیت مناسب اقتصادی نداشتند . و نیز هیچکدام از آنها از اینکه از زندگی و کار یکنواخت در کارخانه خارج شوند امیدی نداشتند .

" Yager " در روزهای اول به آنها می گفت ما کسی را نمی شناسیم که رویاهای بزرگی در سر داشته باشد و یا حداقل درباره ی آنها حرفی بزند . زمانی که Yager درباره ی رویاهایش از آینده صحبت می کرد دوستانش او را مسخره می کردند .

" Yager " تحصیلات کمی داشت . هیچ پولی در بساط نداشت و هیچ در مورد تجارت نمی دانست . آنها به Yager می گفتند : فکر می کنی چه کسی هستی نمی توانی به رویاهایت برسی.

بد اقبالی که Yager باید بر آن فائق می آمد این حقیقت بود که لکنت زبان داشت . به نحوی که یک پرزنت معمولی ۲ ساعته را ۴ ساعت طول می داد . همین موضوع کافی بود تا او همه چیز را رها کند و تسلیم شود . اما هیچکدام از این مسائل باعث نشد او با شجاعت کامل بدنبال اهدافی که برای خود مشخص کرده بود نرود .

اما موضوع به این سادگی هم نبود . زمانی که خواست کارش را شروع کند مشغول انجام وظایف شغل روزانه اش بود . و در شب از خانه بیرون می رفت و پرزنت های خود را انجام می داد و این باعث میشد که اغلب اوقات دیر به خانه برگردد .

Yager همچنین مسئولیت مضاعفی در برابر همسرش داشت . همسری که در حال بزرگ کردن هفت بچه کوچکشان بود و از طرفی هم سخت وابسته به شوهرش بود .

Dexter Yager ابتدا هدفهای کوچکی برای خودش انتخاب کرد و وقتی به اهدافش می رسید به دنبال اهداف بزرگتری می رفت. و در واقع او بعد از تحقق هر هدف اهداف بزرگتری برای خودش تعیین می کرد.

او معتقد بود مهمترین اصل در این تجارت داشتن یک رویای بزرگ است . رویایی که هر روز باید به آنها نگاه کنیم و به آنها فکر کنیم!

کلید موفقیت دیگر او این بود که هر روز مطالب مثبت می خواند و نوارهای انگیزه بخش گوش می کرد .

حفظ ذهنیت در یک وضعیت روحی مثبت به او اجازه می داد که سرانجام یک سیستم آموزشی فوق العاده و عالی ایجاد نماید و این کار به او کمک کرد تا بزرگترین مجموعه در تاریخ " M . L . M " را بوجود آورد .

Dexter عاشق مردم بود و دوست داشت آنها را موفق ببیند. « تخصص من اینست که مردم را دوست بدارم و نسبت به آنها دلسوزی کنم . من به مردم می آموزم نسبت به خود مسئولیت داشته باشند و به آنها یاد می دهم چگونه از تمام توان خود استفاده کنند برای رسیدن به فراتر از آنجایی که فکر می تواند برود . »

Dexter می گوید : « موفقیت ربطی به شانس ندارد . موفقیت یک هدیه نیست که به شما ارزانی شود.موفقیت یعنی کار بعلاوه شکست . << مردم باید به تجارتشان آنگونه نگاه کنند که به بچه هایشان می نگرند . بیاد بیاورید زمانی که کودک نوپا میخواهد شروع به راه رفتن کند . او اولین قدم را لرزان بر میدارد و به زمین می افتد . آیا ما به آنها می گوییم چرا از تلاش دست بر نمیداری . نه ما میدانیم آنها در نهایت یاد خواهند گرفت که چگونه راه روند .

در حال حاضر بزرگ شده ایم . آیا تمام افتادن هایمان را بیاد می آوریم؟! نه در حال حاضر فقط راه میرویم.

« موفقیت چیزی نیست که صرفا از روی تصادف اتفاق بیفتد . آنچه را که کاشته اید درو میکنید و این شما هستید که همیشه حق انتخاب دارید که چه چیزی را بکارید . »

« اولین قدم برای موفقیت این است که طرز فکر خود را تغییر دهید . تغییر ذهنیت از یک شکست خورده به یک برنده . زمانی که شما طرز فکر خود را تغییر دهید زندگی شما تغییر می کند . »

یاگر از طراحان اولیه مولتی لول مارکتینگ AMWAYS بوده



ارسال شده در: چهارشنبه 1386/11/10 :: 16:34 :: توسط : احمد.ا
9 گام طلایی برای جذب مشتری

9 گام طلایی برای جذب مشتری

 

1. برای جذب مشتری جدید هیچ گاه از مشتری قدیمی غافل نشوید :

 

اگر چه جذب مشتری جدید کاری جذاب است ولی اگر مشتری قدیمی چنین بپندارد که اهمیت خود را از دست داده است از شما دور خواهد شد .

 

2.پس از بروز مساله(از نظر ارتباط با مشتری)هر چه سریع تر آن را حل کنید :

 

هیچ سازمان، کالا یا خدمتی نمی تواند برای همیشه کامل باشد. در ارتباط سازمان با مشتری امکان دارد، مساله یا شکایتی به وجود بیاید.اگر سازمانی بتواند ثابت کند که در برابر مشتری پاسخ گوست و برای او ارزش قائل شود، در آن صورت شکایت تبدیل به ابراز نظر مثبت و موجب افزایش وفاداری مشتری خواهد شد.معمولا افراد آخرین رویداد را بیشتر در ذهن خود نگه می دارند و اگر آخرین رویداد این باشد که سازمان برای حل مساله دریغ نکرده است، این اقدام میتواند موجب حفظ و تقویت ارتباط با مشتری شود.کل داستان در این است که مشتریان ناراضی بیش از مشتریان راضی، دوست و رفیق دارند.از همین دیدگاه تمایل بیشتری دارند که درباره حرکت نامناسب یک فروشگاه یا نارضایتی خود از یک محصول و خدمات به دوستان، خانواده و همتایان بگویند، ولی درباره خوبی سازمان یا فروشگاه سخن زیادی بر زبان نمیارند.

 

3.همیشه حالت بدون باخت به وجود بیاورید :

 

هیچ گاه نباید مشتری بازنده باشد. اگر در یک معامله مشتری بازنده باشد، احتمال کمی وجود دارد که باز هم به آن فروشگاه مراجعه یا از همان محصول استفاده کند.در اینجا دو راه حل وجود دارد که هم مشتری و هم فروشنده می توانند برنده باشند: الف) فروشنده برای حفظ مشتری و افزایش وفاداری او در مواردی سود کم را تحمل کند.البته برای یک دوره کوتاه مدت.    ب) دادن پاداش، بابت وفاداری مشتری که در نتیجه در هر معامله سود فروشنده اندکی کمتر می شود ولی با افزایش تعداد مشتری ها این کمبود جبران خواهد شد.

 

4.همیشه حق با مشتری نیست ولی مساله مهم تفهیم این موضوع به مشتری است:

اغلب مشتری مرتکب اشتباه می شود.امکان دارد مشتری انتظارات نامعقولی داشته باشد.این یک واقعیت است که سازمان بدون مشتری نمی تواند وجود داشته باشد اما کارکنان واحد فروش باید بتوانند به مشتری تفهیم کنند که اشتباه از جانب او بوده است، ولی باید در این کار ظرافت عمل وجود داشته باشد.

 

5.مشتری خواستار لذت است نه تامین رضایت:

 

فقط تامین رضایت مشتری موجب ایجاد وفاداری وی نسبت به سازمان نخواهد شد،بلکه لذت بردن از محصول و خدمات موجب افزایش وفاداری خواهد شد. اگر سازمان ها بتوانند با مشتریان صمیمی شوند و به خواست مشتری گوش دهند موجب خواهند شد که آنان از این رابطه لذت ببرند. برای اینکه مشتری از محصول لذت ببرد نباید هزینه محتمل شود. اگر خدمت ارائه شده از حد انتظار بیشتر باشد، موجب لذت بردن وی از این خدمت خواهد شد.

 

6.نباید فراموش کرد که مشتری حق انتخاب دارد :

 

از آنجا که بازارها روز به روز بیشتر می شوند، هیچ سازمانی نمی تواند در مورد وفاداری مشتریان مطمئن باشد. بسیاری از مشتریان به ظاهر راضی به محض اینکه روزنه ای پیدا شود به شرکت رقیب روی می آورند. هر سازمانی که متوجه وجود فرصتی شود باید تماس های خود را با مشتریان بیشتر و رابطه را تقویت نماید. یک تلفن به مشتری برای آگاهی از دیدگاه وی درباره خرید می تواند رابطه را تقویت نماید.

 

7.برای پی بردن به خواست مشتری به حرف های او گوش فرا دهید:

 

دوره ای که سازمان ها تصمیم می گرفتند چه کالایی را عرضه کنند و سپس آن را به مشتری تحمیل می کردند به سرعت به پایان می رسد. تنها راهی که می توان متوجه خواست مشتری شد این است که به حرف های آن ها گوش فرا دهیم. اگر کسی حرف بزند و ما به او گوش ندهیم، با ما خداحافظی خواهد کرد. ارتباط بامشتری بر پایه همین اصل قرار دارد. یکی از سریعترین راه ها برای از دست دادن مشتری این است که آنها را نادیده گرفته و به آنها توج نکنیم.

 

8.درباره کالا و خدمات دیدگاه مثبت داشته باشید:

 

کسانی که برای یک سازمان کار می کنند باید در مورد آن سازمان و محصولات آن همواره تصویر مثبتی به مشتری ارائه کنند. می گویند یک کارخانه بزرگ تولید خودرو دارای دو توقفگاه بود. توقفگاه نخست که از خیابان مجاور قابل مشاهده بود متعلق به آن دسته از کارکنان بود که با خودروی تولیدی همین شرکت به محل کار خود می آمدند. کارکنانی که با خودروهای تولیدی شرکت های دیگر به آنحا می آمدند ناگزیر بودند در توقفگاه دوم، دورتر از خیابان مجاور توقف کنند . شرکت دارای این دیدگاه بود که اگر مشتریان بالقوه مشاهده کنند که کارکنان شرکت از محصولات شرکت های رقیب استفاده می کنند ، این پرسش در ذهن آنها خطور می کرد.

 

9.خود را به جای مشتری بگذارید تا احساسات او را درک کنید:

 

 همیشه ارزش آن را دارد که خود را به عنوان مشتری بدانید که به سازمان وارد می شود. همیشه خود را به جای مشتری بگذارید و آنگاه بپرسید: آیا این سازمان از ورود من استقبال به عمل می آورد؟ هر قدر مشتری را بیشتر درک کنید توازن بین مشتری و محصول به صورتی در می آید که کفه ترازو به نفع مشتری سنگین تر خواهد شد.

 

منبع:کتاب ارتباط با مشتری   نوشته:راجر کارت رایت

 



ارسال شده در: یکشنبه 1386/11/07 :: 11:23 :: توسط : احمد.ا
درباره وبلاگ
دوست عزیز می تونی برای ارتباط با نویسنده و مدیریت وبلاگ از ایمیل amoozeshpgsint@yahoo.com استفاده کنید . همچنین کسانی که مایل به همکاری در زمینه بازاریابی چند سطحی (نتورک مارکتینگ ) صنایع دستی هستند از همین ایمیل استفاده کنند .

آمار وبلاگ

تعداد بازدیدهای این وبلاگ:

javalord